ببین چهل روز شده
18 فروردین 1405
ببین چهل روز شده که ما تو رو ندیدیم از حرفای ناب تو یه شاخه گل نچیدیم ببین چهل روز شده رفتی سوی آسمون با اینکه داغداریم جامون شده خیابون خیابونا این روزا شده شبیه سنگر راه میریمو میخونیم ما هستیم پشت رهبر رزمنده ها میجنگن برای حفظ اسلام ما ملت حسینیم… بیشتر »
نظر دهید »
صبح مثل همیشه حاضر شد
18 فروردین 1405
صبح مثل همیشه حاضر شد دانش آموز درس خوان و زرنگ توی کیفش کتاب و دفتر مشق لقمه و جامدادی خوش رنگ مادرش بست بند کفشش را بوسه زد او به صورت مادر با پدر رفت سوی مدرسه اش به چه شیرین زبان شده دختر تا پیاده شد و خداحافظ پدرش راند تا رود سر کار یک صدای مهیب و… بیشتر »